اروپا امروز در یکی از پیچیدهترین موقعیتهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی چند دهه اخیر قرار گرفته است
از یک طرف رشد اقتصادی اروپا ضعیف شده و بسیاری از کشورهای اروپایی با کاهش رقابتپذیری افزایش هزینه انرژی کاهش سرمایهگذاری و عقبماندن از آمریکا و چین در برخی حوزههای فناوری مواجه هستند
از طرف دیگر اروپا در یک موقعیت ژئوپلیتیکی بسیار حساس قرار گرفته است
از غرب با آمریکا و متحدان آن پیوند امنیتی عمیقی دارد و از شرق با روسیه چین و مجموعه بزرگی از اقتصادهای آسیایی روبهرو است
مسئله اصلی اروپا این است که منافع اقتصادی و ملاحظات امنیتی آن الزاماً در یک جهت حرکت نمیکنند
اروپا از نظر اقتصادی به شرق نیاز دارد اما از نظر امنیتی همچنان به غرب وابسته است
شرق برای اروپا جذابیت بسیار زیادی دارد
اروپا در انتهای غربی بزرگترین پهنه خشکی جهان قرار گرفته و درست در شرق آن روسیه آسیای مرکزی چین و در نهایت بازارهای بزرگ آسیایی قرار دارند
اگر روابط سیاسی اجازه دهد اروپا میتواند از طریق مسیرهای زمینی به بخش بزرگی از منابع انرژی مواد اولیه بازار مصرف و زنجیره تأمین آسیا متصل شود
این موضوع برای اقتصادی که با رشد پایین و هزینه بالای انرژی مواجه است اهمیت بسیار زیادی دارد
اروپا میتواند از طریق شرق به انرژی مواد خام بازارهای بزرگ نیروی کار سرمایه و مسیرهای تجاری دسترسی پیدا کند
اما مشکل اینجاست که اروپا دیگر شرق را فقط یک فرصت اقتصادی نمیبیند
روسیه برای بخش بزرگی از اروپا از یک شریک اقتصادی و تأمین کننده انرژی به یک مسئله امنیتی تبدیل شده است
جنگ اوکراین این تغییر نگاه را عمیقتر کرده و باعث شده اروپا نسبت به وابستگی دوباره به انرژی روسیه بسیار محتاط باشد
چین نیز وضعیت پیچیدهتری دارد
چین برای اروپا هم بازار است هم رقیب صنعتی و هم یک ریسک ژئوپلیتیکی
اروپا نمیتواند به راحتی از بازار چین خارج شود اما در عین حال نمیخواهد وابستگی شدید به چین باعث از بین رفتن صنایع اروپایی شود
این مسئله در خودروهای برقی باتری پنلهای خورشیدی مواد معدنی حیاتی و بسیاری از زنجیرههای صنعتی دیگر کاملاً قابل مشاهده است
به همین دلیل اروپا به جای قطع ارتباط با چین بیشتر به دنبال کاهش ریسک وابستگی است
اما در این میان آمریکا قرار دارد
اروپا هنوز از نظر امنیتی به آمریکا وابستگی زیادی دارد و همین مسئله باعث میشود حرکت اروپا به سمت شرق بسیار دشوارتر شود
اگر اروپا بخواهد ارتباط اقتصادی خود با چین و سایر کشورهای آسیایی را به شکل جدی افزایش دهد در نهایت باید بخشی از وابستگی امنیتی خود به آمریکا را نیز کاهش دهد
و این تصمیمی نیست که اروپا به راحتی بتواند اتخاذ کند
به همین دلیل من فکر میکنم مسئله اصلی اروپا در نهایت انتخاب بین شرق و غرب نیست
اروپا احتمالاً تلاش خواهد کرد مسیر سومی را ایجاد کند
مسیر استقلال استراتژیک اروپا و این مسیر به هیچ عنوان به نفع اروپا نخواهد بود
در این مدل آمریکا همچنان شریک امنیتی و تکنولوژیک اروپا باقی میماند اما اروپا تلاش میکند وابستگی خود به آمریکا را کاهش دهد
چین همچنان یک شریک تجاری مهم باقی میماند اما اروپا تلاش میکند وابستگی صنعتی خود به چین را کاهش دهد که با این رشد اقتصادی تقریبا غیر ممکن است
روسیه در کوتاه مدت همچنان یک مسئله امنیتی خواهد بود اما اگر در آینده روابط سیاسی تغییر کند احتمالاً دوباره میتواند به یکی از بازیگران مهم انرژی و مواد اولیه اروپا تبدیل شود
آسیای مرکزی نیز میتواند برای اروپا اهمیت بسیار بیشتری پیدا کند
کشورهای اروپای شرقی نیز میتوانند در این میان نقش بسیار مهمی داشته باشند
اروپای شرقی میتواند به پل ارتباطی میان اقتصاد اروپا و اقتصادهای آسیایی تبدیل شود
اگر مسیرهای زمینی و ریلی میان اروپا و آسیا توسعه پیدا کنند اهمیت جغرافیایی کشورهای شرقی اروپا به شکل قابل توجهی افزایش خواهد یافت
در چنین شرایطی اروپا میتواند دوباره به دروازه غرب به سمت اوراسیا تبدیل شود
اما برای رسیدن به این نقطه اروپا ابتدا باید مشکل داخلی خود را حل کند
اروپا برای اینکه بتواند مستقل شود باید رشد اقتصادی داشته باشد
برای رشد اقتصادی به انرژی ارزان سرمایهگذاری بیشتر فناوری نیروی انسانی و بازارهای بزرگ نیاز دارد
و دقیقاً در بسیاری از همین حوزهها اروپا در حال از دست دادن بخشی از مزیت خود در برابر آمریکا و چین است
بنابراین بزرگترین مسئله اروپا فقط رکود اقتصادی نیست
مسئله اصلی خطر کاهش تدریجی وزن اقتصادی و ژئوپلیتیکی اروپا در جهان است
اگر اروپا نتواند رقابتپذیری خود را افزایش دهد ممکن است در آینده نه بتواند با آمریکا در حوزه فناوری و سرمایه رقابت کند و نه بتواند از ظرفیت اقتصادی آسیا به شکل مناسبی استفاده کند
در این صورت اروپا به جای اینکه یک قطب مستقل جهانی باشد ممکن است به یک منطقه ثروتمند اما کمتحرک تبدیل شود که بیشتر مصرف کننده فناوری و سرمایه دیگران است
به نظر من اروپا باید انتخاب کند که کدام سمت برود ؟
آمریکا میتواند شریک امنیتی و تکنولوژیک اروپا باشد
چین میتواند شریک تجاری اروپا باشد اما بدون ایجاد وابستگی استراتژیک
روسیه در صورت حل بحرانهای امنیتی میتواند در بلندمدت دوباره بخشی از زنجیره انرژی و مواد اولیه اروپا باشد
آسیای مرکزی میتواند مسیر جدید انرژی و تجارت اروپا با آسیا باشد
اروپای شرقی میتواند مرکز تولید و کریدور اتصال اروپا به آسیا باشد
و خود اروپای غربی میتواند بر سرمایه فناوری خدمات مالی صنایع پیشرفته و بازار مصرف متمرکز شود
در نهایت مسئله اروپا انتخاب شرق یا غرب است
مسئله این است که آیا اروپا میتواند بین آمریکا و آسیا انتخاب کند ؟
اگر بتواند این کار را انجام دهد جغرافیای اروپا که امروز بخشی از مشکلات آن است میتواند دوباره به یکی از بزرگترین مزیتهای آن تبدیل شود
اروپا در انتهای غربی اوراسیا قرار دارد اما همین موقعیت میتواند آن را به مهمترین پل میان اقتصادهای غربی و شرقی جهان تبدیل کند
به همین دلیل شاید بزرگترین فرصت اروپا در دهه آینده در انتخاب شرق یا غرب خواهد بود